مهاجرت، از رویا تا واقعیت (قسمت اول)


ایرانیان به دلایل گوناگون از ایران مهاجرت می کنند؛ نبود شرایط اجتماعی مناسب و امکان ادامه تحصیل، کمبود کار و امکانات رفاهی، حقوق کم و نامناسب، نبود امنیت روانی، کمبود امکانات مناسب برای تربیت فرزندان و...


پیش از این، یعنی تا پیش از تحولات اجتماعی نیمه دوم دهۀ پنجاه شمسی که ایران وضع اقتصادی و اجتماعی دیگری داشت، جوانان ایرانی هرچند براى تحصيل به غرب مى رفتند اما رؤیای زندگى درغرب نداشتند.


به عنوان مثال در سال ١٣٥٧ شمار دانشجویان ایرانی که در خارج از کشور تحصیل می کردند حدود ٥٧٠ هزار بود. این دانشجویان یا به هزینۀ دولت و یا به هزینۀ خود در کشورهای دیگر تحصیل می کردند.


بیشتر آنان نیز در آمریکا درس می خواندند که امروزه در نظر بسيارى از جوانان ایرانی بهشت مهاجرت است، اما در آن سال ها هیچ یک از این جوانان در غرب نمی ماندند و پس از تحصیلات خود به ایران باز می گشتند.


در حالی که امروزه، بسيارى از جوانانی که برای ادامۀ تحصیل به کشورهای غربی و حتا شرقی مانند مالزی سفر می کنند، حتی کسانی که بورسیه دولت هستند و وثیقه های کلان به ودیعه گذاشته اند، به ايران بر نمی گردند.


اما این ترک وطن هر دلیلی که داشته باشد ، معمولا ً همراه با این پندار است که در کشور مقصد نبودها و کمبودها بر طرف می شوند و دنیایی پر از امکانات و موقعیت ها در انتظار انسان است.


این است که هرکس قصد مهاجرت می کند تصویری، اگر نگوییم آرمانی، نیمه آرمانی برای خود از "فرنگ" می سازد و به دنبال آن شال و کلاه می کند و بار مهاجرت می بندد؛ تصویری که گاه جزئی ترین نمودهای ظاهری از آسفالت خیابان تا رنگ ساختمان ها را هم در بر می گیرد.


نخستین ویژگی این تصویرها غالبا ً این است که "فرنگ" و "غرب" را یک جغرافیای واحد می پندارد و هر خصیصه را به تمام این جغرافیای خیالی تعمیم می دهد و تفاوت های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غير آن را در نظر نمی گیرد و همه کشورها و ایالات و شهرهای کوچک و بزرگ را به یک چوب می راند. حکم های کلی و عمومی برای "غرب" و "فرنگ" صادر می کند و طلق رنگین خیال را بر روی تمام عکس های این جغرافیا مى کشد.


این تصویرها البته همیشه مثبت نیستند؛ بسیاری در حالى که می پندارند همه مشکلات مردم در "فرنگ" حل شده و مردم در رفاه غوطه ورند و نیازی به کار طاقت فرسا ندارند؛ بر اين تصور نيز هستند که خانواده در "فرنگ" معنا ندارد و همه در فساد غوطه ورند و از عطوفت انسانی خبری نیست و همسایه از همسایه بی خبر است. تصاویرى که با واقعیت ها ربطى ندارند.


اگر از ایرانیانی که به خارج از کشور رفته اند بپرسید یا بررسید نمایید متوجه میشوید با توجه به سختی های تفاوت فرهنگی و نوع جوامع و مشکلات مالی شما با هر ترتیبی که شروع کنید عملا فرصت اصلاح و یا تغییر مسیر را یا پیدا نخواهید کرد یا بسیار دشوار و به نوعی دور از دسترس خواهد بود. لذا داشتن اطلاعات دقیق بدرد بخور هم برای انان که برای کار و زندگی و هم انان که برای تحصیل مهاجرت میکنند بسیار حیاتی است چرا که ترسیم راه و نقشه موفقیت در هر راهی قبل از ورود به ان کلید موفقیت اندک ایرانیان موفق بین خیل عظیم مهاجران است .


شاید داشتن اطلاعات شما را به این نتیجه برساند که اصلا این خیال را از سر بدور کنید چرا که بسیار هستند که بعد از مهاجرت یا روی برگشت و شروع از صفر را بین همکلاسی ها و فامیل که حالا با بودن امکاناتی برای خود دارند بیش از قبل ندارند و یا امکان برگشت اصلا برایشان مهیا نیست این است وضع ۶۰ درصد ایرانی های خارج از ایران که بدلیل تحمل سختی های گوناگون امکان توضیح هم به خویشاوندان برایشان موجود نیست چون از قضاوت شدن و مقایسه شدن در هراسند و گاها در تلاشند که اشتباهاتشان پوشیده بماند. در ادامه این سلسه از مقالات به بررسی انواع مهاجرت و راه ها و خطرها و فرصت ها میپردازیم به امید اینکه گره ای از مهاجران اینده باز نماییم .